01 يوليو, 2007

Dear Penis,


Dear Penis,
I don't think I like anymore,
You used to watch me shave,
Now all u do is stare at the floor.
Oh dear Penis,
I don't like you anymore.
It used to be u and me,
A paper towel, and a dirty magazine,
That's all we needed to get by.
Now it seems things have changed,
I think that your the one to blame.
Dear Penis,
I don't like u anymore.
Now he sings,
Dear Rodney,
I don't think I like u anymore,
'Cause when u get to drinkin'
You put me places I've never been before.
Dear Rodney,
I dont like u anymore.
Why can't we just get a grip,
On our man to hand relationship.
Come to terms with truly how we feel.
If we put our heads together,
We'd just stay home forever,
Dear Penis,
I think I like you after all.
Oh and Rodney,
While yer shavin',
Shave my balls
اگر خواستید فلاش این ترانه هم اینجا ببینید
پوریا

12 يونيو, 2007



همیشه سر ِمیزِ صبحانه
وقتی که شیر می‌خورم
هوس ِآب ِکیر می‌کنم
ولی نمی‌دانم
چرا شبهاکه آب ِکیر می‌خورم
هوس ِ شیرنمی‌کنم
عشق ِبزرگ به درد نمی‌خورد

باورکن
نمی‌شود در مشت جاش داد
نازش کرد
مثل ِ این کیرِ مصنوعی

عاشق کوچکش خوب است
«شهلا کاتبان »

21 أبريل, 2007

کاندوم

ایرانیه ميره عربستان، يه روز براش يه كار خير پيش مياد(!) ميخواد يه
كاندوم بخره، ولي يك كلمه هم عربي بلد نبوده. خلاصه ميره داروخونه،
كیرشو در مياره ميگذاره رو ميز، پولم در مياره ميذاره كنارش.
عربه هم فكر ميكنه شرط بنديه، كیرشو ميندازه رو ميز و پولا رو
برميداره!

****

قوچعلی میره دارو خونه اسم کاندوم رو بلد نبوده کیرش رو
میزاره رو میز میگه کادوش کن

****

01 يناير, 2007

یلــــــــــــــدا بازی

به دعوت هم قبیله ما نیز آلوده این بازی شدیم
عاشق شعر سعدي و تخته نردم
به طرز فجيعي از شتر خوشم مي ياد و از بچگي عاشق سكس با شتر بودم و از اينكه بي افم بهم قول داده يك بار مهار شتري را بگيرد تا من باهاش سكس كنم خيلي خوشحالم
عاشق قهوه و چاي هستم و به جاي اب هم چاي مي خورم
خيلي خيلي خجالتي هستم و اگر كسي بگه مي خوام بكنمت از خجالت آب مي شم
با اينكه خيلي سحر خيزم هميشه مي بينم كه كيرم از خودم سحر خيزتره

1
اين كوزه چو من عاشق زاري بودست
همجنسگراي بي قراري بوده است
اين دسته كه بر گردن او مي بيني
كيري ست كه در كون نگاري بوده است
2
كفر چو مني گزاف و آسان نبود
محكمتر از ايمان من ايمان نبود
گر كون دادن خلاف اسلام بود
پس در همه دهر يك مسلمان نبود
3
از دادن ما نداشت گردون را سود
از كردن ما نيز به قدرش نفزود
در كون تو رفت كير و آمد بيرون
اين آمدن و رفتنش از بهر چه بود

05 ديسمبر, 2006

ما چرا مردم بي نام و نشان را بکنيم

دوش پرسيدم از استاد در اين دوره وکيل
بايد آقاي فلان يا که فلان را بکنيم
گفت آنرا که در آن دوره به ناحق کرديم
مصلحت نيست در اين دوره همان را بکنيم
زين سلاطين و رجالي که در اين مملکتند
ما چرا مردم بي نام و نشان را بکنيم
دور پيشين که زمردان هنري ديده نشد
بهتر اين است در اين دوره زنان را بکنيم
گر کسي يافت نشد بين زنان لايق کار
من بر آنم که همان نسل جوان را بکنيم

افصح الفصحا


از نگارم سوال کردم دوش
بود وقتي که کاملا در توش
که ز آورد و برد من زين سان
لذت اين فزون بود يا آان
داد پاسخ به صد کرشمه و ناز
مطلعش اين سخن نمود آغاز
نشنيدي که افصح الفصحا
اين سخن را چه خوش نموده ادا
پاسخ پرسش تو آسان است
صفحه اول گلستان است
چون فرو مي کني ممد حيات
چون بدر مي کشي مفرح ذات

29 نوفمبر, 2006

رساله نصيحة اللواطيين


پسرا ن خجول را به تاریکی شب بگایید تا در روشنایی روز شرمساری نبرند و پشیمان نشوند
از مواضع تهمت بپرهیزید و در ملا عام کون ندهید
حاجت خود به ناکسان مبرید تا به شق درد مبتلا نشوید
دلتنگ منشینید و کیر در کون روزگار کنید
بر گرد زنان مگردید تا از خرج عروسی و دادن مهریه آسوده و فارغ بال باشید
از مکافات عمل بیندیشید و مردمان را خشک خشک مگایید
حکیمی را پرسیدند که دوست بهتر یا برادر گفت یک دوست بهتر از ده برادر به حکم اینکه دوست را توان گادن و برادر را نه
عمر گرامی را با زنان و فرو مایگان و ناجنسان بسر مبرید
زن مخواهید تا به ناگاه دَیوث مشوید
در کون بچه های نیم وجبی کیر یک وجبی مکنید
افتادگی آموزید و روی تواضع بر زمین بنهید
کون به دنیا و آخرت مدهید و از رحمت خداوند نا امید نشوید
روزگار بچگی را فراموش مکنید

با بچه شیخان وقاضیان و روزنامه نگاران و دگر جنسگرایان و اهل سیاست و سران لشکری و کشوری بازی نکنید تا شما را بچه باز نخوانند
شیخان ونظامیان را خشک خشک مگایید تا به جرم لواطه به پای دار نروید
پای از گلیم خود درازتر نکنید تا در کون اهل سیاست نرود
پسرابلیس را کون بدرید و دل در دختر جبرییل مبندید
در ملائکه خداوندی طمع مکنید تا به عذاب قوم لوط گرفتار نشوید
جانب احتیاط فرو مگذارید و هر دو دست رها کرده بر کیر کلفت منشینید
بچه یتیمان را به امید ثواب مگایید
ازمار زخمی و کیر نیمه خوابیده و لوطی نیمه مست و مرد نیمه مسلمان بهراسید
از کودکان نابالغ به میان پایی راضی شوید تا شفقت مسلمانی به جا آورده باشید
مادر و خواهر و دختر و زن مردمان را مگایید
سود معامله در داد وستد بدانید
بر دختر مردمان نظر مکنید و دل در پسران آنها ببندید
مردی را که چون خر گرفتار زن و فرزند است مسخره مکنید تا شما را بچه کونی و بی غیرت نخواند
زن بارگان را علوم لواطه میاموزید و سلاح خود در کف دشمنان مدهید
از صحبت ناجنس بپریزید و دل در همجنسان خود ببندید
اگر مجنون لیلا بود عاقل چنین آواره صحرا نمی شد
دلش را در کف همجنس می داد گرفتار کس لیلا نمی شد
منافقان و دو جنس گرايان را لعنت کنيد که نفاق بد تر از كافريست