الأربعاء، 28 يوليو، 2010

نظرات ناجنسگرایان درباره حقوق همجنس گرایان

نظرات ناجنسگرایان درباره حقوق همجنس گرایان
اخیرا در گوشه ای از فیس بوک درباره برنامه پارازیت و مهمان همجنسگرابش ارشام پارسی خبری کوتاه امده بود
ايران با جمعيت فراوانش تنها عده کمی دسترسی به رایانه دارند و از انجا که فیس بوک در ایران فیلتر ست بیشتر فیسبوکیان ایران غرب دیده اند و درس خوانده و از خدا بی خبر ببینیم این نخبگان چه نظرهایی دارند البته این تنها اندکی از بسیار است
یکی نوشته بود
حالا بابت همجنس گرا شدنشون چند حقوق می خواهند
من و تو باید به فکر مسایل اساسی مملکتمون باشیم ، یعنی الان واقعا مشکل ما طرز سکس بچه های ماست؟ یعنی واقعا مشکل ما اینه .
خاک بر سرشون من تاحالا در ایران هرکس را دیدم از این کار زشت بدش می امده
کم کم میخوای خراب کنی ها ... هم جنس گرا دیگه چیه یه موضوع درس و حسابی انتخاب کن به درد کشور بخوره
ادم قحطیه
بهش بگین چه با جمهوری اسلامی چه با یه حکومت دیگه
این مسله یک مسئله خیلی خصوصی است و مطرح کردن ان با بوق کرنا باعث مشکلات اخلاقی در جوامع می شود
چرا انقدر بی‌ تربیت هستید؟ مگر در باغ وحش دنیا آمدید؟‬
هفته دیگه مامان و بابای پسر شجاع بیارید
بابا کلاس خودتونو نیارید پایین که من هم نگاهتون نکنم
اینو بپرسین ازشون چرا همه ای دنیا باهاشون مخالفن ؟
زکی اینبار تر زديد
من میخوام بپرسم ایشون در حین دادن چند بار ارگاسم میشن بالاخره فعالن دیگه
از مهمون برنامتونم یه سوال دارم. ازش بپرسید اگه تو ایران زندگی می کرد ، دوست داشت بهایی بود یا همجنسباز ؟
مگه همجنسگراها چند درصد هستند که باید در صدر برنامه ها باشند ؟
بیزحمت بپرسید که همجنسباز اکتیو هستند یا پسیو؟ یعنی میدن یا می کنن؟
ه نظرم با ساختن این برنامه ، هشت و سی مسخرتون می کنه و کار های قبلیتون رو هم تحت الشعاع قرار میده و میگه ببینید ملت ، طرفدارای موسوی همجنسگرا هستند و میخوان بی ناموسی راه بندازن تو مملکت، حالا از ما گفتن بود
اه اه اه ...واقعا مسخره ترین چیز شنیدن در مورد همجنس گرایانه
احمقهای مریض
کم کم داره نظرم راجع به برنامتون عوض میشه:(:
ببخشید یه سوالی هم از دوستان داشتم؛به نظر شما دیگه به همجنسگراها هم میشه روشنفکرانه نگاه کرد؟؟؟عجبا!
اگه روشنفکری اینه...

کم کم داره نظرم راجع به برنامتون عوض میشه:(:(:(:(


پرسید تاحالا با هم جنس هاش بازی کرده ؟
مهمون کم دارید می خواید عمله های سره کوچه رو بفرستیم !!



ما با نفس قضیه مخالفیم.
اي قحطی بیاد مهمونتونو ببره
ادمهای حقوق مدنی و انسانی، شاید یه زمانی مغز های پیشرفته تون تشخیص داد آدم حق داره ازاین چیز حالش به هم بخوره

الأحد، 18 يوليو، 2010

زن و اژدها هر دو در خاک به ---
-- جهان پاک از این هر دو ناپاک به
زنان را ستایی سگان را ستای ---
-- که یک سگ به از صد زن پارسای
پس پرده ش هر که دختر بود --
--- اگر تاجدار است بد اختر است
چون زن زاد دختر دهیدش به گرگ---
-- که نامش ضعیف است و ننگش بزرگ

الأربعاء، 24 فبراير، 2010

شرح غزلی از مولانا فخر اللواطیین مهدی بن هاشم العقیلی العامری

شرح غزلی از مولانا فخر اللواطیین مهدی بن هاشم العقیلی العامری

از خشتکم برون زد کیرم مثال مارا
دل می رود ز دستم صاحب دلان خدا را
جایی که بچه خوشکل چون ریگ رایگان است
دردا که از غریبی شق درد کشت مارا
در کیش بچه بازان یک بوسه از لبانت
اشهی لنا و احلا من قبله العذاری
دیدی امام امت آخر بنام اسلام
در کونتان فرو کرد چوب دو سر طلا را
هر خوشکلی که دیدی در کون او فرو کن
بشنو که این نصیحت قارون کند گدا را
دیریست در غریبی یک قطره می نخوردیم
ودکا چه طعم دارد یا ایها السکارا
کیخسرو زمان است آن کس که بی تکلف
از بهر بوسه ای داد اموال ملک دارا
ای باد صبح گاهی بخت ار مدد نماید
گیر آورم به خلوت یکروز مجتبی را
ما را بغیر کردن اندیشه دگر نیست
گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را
الحمدالله ای دوست ما جمله بچه بازیم
ساقی بده بشارت آرشام پارسا را
خشتک قطعه ای از شلوار را گویند که ذکر و خایه را در بر گیرد
شق درد از امراض صعب العلاج است که جز به جماع عاجل مداوا نگردد
مقصود شاعر از بچه همانا پسر بیست و دو ساله طفل خو است که مانند کودکان به وعده ای فریب خورد چنین می فرماید شیخنا الاعظم که نزد اهل لواطه بوسه بر گونه پسران گوارا تر و شیرین تر از بوسه بر دختران بلند بالاست و گویند بر اثر همین بوسه های شیرین شاعر در عنفوان جوانی به داءٌ سکری مبتلی گردید چنان که در شعری دیگر می گوید
هر کسی بوسد لب شیرین تو
مبتلا گردد به داءٌ سکری
منظور شاعر از چوب دو سر طلا معلوم نگردید والله علیم بذات الصدور
قارون ار خویشاوندان حضرت موسی ست که بر اثر جاکشی بسیار به عذاب خداوند گرفتار آمد و ثروت بی کرانش به کام زمین فرو رفت
منظور از ودکا گویا همان عرق ناب روسیه است که در بلاد عرب بدان فتکا گویند و یک شیشه آن به بیست و پنچ درهم اماراتی ابتیاع شود طعم آن تلخ است و گیراییش بسیار برودت از تن ببرد و روح را قوت افزاید
دارا همان داریوش هخامنشی است که اسکندر ذوالقرنیین از بزرگ قدمای لواطیین خواهرش را در مصافی سخت بگایید و زمام سلطنت از کفش بستاند
مجتبی از معاشیق مذکر عجم است که شاعر به عشق او گرفتار آمد و آواره بلاد گردید
مخفی نماناد که با آنکه مقسط الراس شاعر بحرین از مراکز روافض است بر اثر معاشرت با حنابله در فروع بمذهب اشاعره نظر داشته که قضا و قدر خداوندی را بر امور مسخر دانند
مقصود همان ساقی قهرمان است که نشریه چراغ را بر افروخت و بر جریده شرق خط بطلان کشید
آرشام پارسی که به ضرورت قافیه آرشام پارسا خوانده شده زعیم و مقتدای لوطیان عجم است نسب شریفش با شصت و دو واسطه به حضرت لوط علیه السلام می رسد و هم اینک در شرق میانه ملجا و مرجع اهل لواطه کثر الله امثالهم است در اصول شریعت معتقد و در فروع آن تسامح دارد انام کالانعام و حکام بی مرام او را از بلاد مسلمین بیرون رانده نا گزیر در دیار کفر موطن گزیده به دست گیری اهل فقر می پردازد

الأحد، 1 يوليو، 2007

Dear Penis,


Dear Penis,
I don't think I like anymore,
You used to watch me shave,
Now all u do is stare at the floor.
Oh dear Penis,
I don't like you anymore.
It used to be u and me,
A paper towel, and a dirty magazine,
That's all we needed to get by.
Now it seems things have changed,
I think that your the one to blame.
Dear Penis,
I don't like u anymore.
Now he sings,
Dear Rodney,
I don't think I like u anymore,
'Cause when u get to drinkin'
You put me places I've never been before.
Dear Rodney,
I dont like u anymore.
Why can't we just get a grip,
On our man to hand relationship.
Come to terms with truly how we feel.
If we put our heads together,
We'd just stay home forever,
Dear Penis,
I think I like you after all.
Oh and Rodney,
While yer shavin',
Shave my balls
اگر خواستید فلاش این ترانه هم اینجا ببینید
پوریا

الثلاثاء، 12 يونيو، 2007



همیشه سر ِمیزِ صبحانه
وقتی که شیر می‌خورم
هوس ِآب ِکیر می‌کنم
ولی نمی‌دانم
چرا شبهاکه آب ِکیر می‌خورم
هوس ِ شیرنمی‌کنم
عشق ِبزرگ به درد نمی‌خورد

باورکن
نمی‌شود در مشت جاش داد
نازش کرد
مثل ِ این کیرِ مصنوعی

عاشق کوچکش خوب است
«شهلا کاتبان »

السبت، 21 أبريل، 2007

کاندوم

ایرانیه ميره عربستان، يه روز براش يه كار خير پيش مياد(!) ميخواد يه
كاندوم بخره، ولي يك كلمه هم عربي بلد نبوده. خلاصه ميره داروخونه،
كیرشو در مياره ميگذاره رو ميز، پولم در مياره ميذاره كنارش.
عربه هم فكر ميكنه شرط بنديه، كیرشو ميندازه رو ميز و پولا رو
برميداره!

****

قوچعلی میره دارو خونه اسم کاندوم رو بلد نبوده کیرش رو
میزاره رو میز میگه کادوش کن

****

الاثنين، 1 يناير، 2007

یلــــــــــــــدا بازی

به دعوت هم قبیله ما نیز آلوده این بازی شدیم
عاشق شعر سعدي و تخته نردم
به طرز فجيعي از شتر خوشم مي ياد و از بچگي عاشق سكس با شتر بودم و از اينكه بي افم بهم قول داده يك بار مهار شتري را بگيرد تا من باهاش سكس كنم خيلي خوشحالم
عاشق قهوه و چاي هستم و به جاي اب هم چاي مي خورم
خيلي خيلي خجالتي هستم و اگر كسي بگه مي خوام بكنمت از خجالت آب مي شم
با اينكه خيلي سحر خيزم هميشه مي بينم كه كيرم از خودم سحر خيزتره

1
اين كوزه چو من عاشق زاري بودست
همجنسگراي بي قراري بوده است
اين دسته كه بر گردن او مي بيني
كيري ست كه در كون نگاري بوده است
2
كفر چو مني گزاف و آسان نبود
محكمتر از ايمان من ايمان نبود
گر كون دادن خلاف اسلام بود
پس در همه دهر يك مسلمان نبود
3
از دادن ما نداشت گردون را سود
از كردن ما نيز به قدرش نفزود
در كون تو رفت كير و آمد بيرون
اين آمدن و رفتنش از بهر چه بود

الثلاثاء، 5 ديسمبر، 2006

ما چرا مردم بي نام و نشان را بکنيم

دوش پرسيدم از استاد در اين دوره وکيل
بايد آقاي فلان يا که فلان را بکنيم
گفت آنرا که در آن دوره به ناحق کرديم
مصلحت نيست در اين دوره همان را بکنيم
زين سلاطين و رجالي که در اين مملکتند
ما چرا مردم بي نام و نشان را بکنيم
دور پيشين که زمردان هنري ديده نشد
بهتر اين است در اين دوره زنان را بکنيم
گر کسي يافت نشد بين زنان لايق کار
من بر آنم که همان نسل جوان را بکنيم

افصح الفصحا


از نگارم سوال کردم دوش
بود وقتي که کاملا در توش
که ز آورد و برد من زين سان
لذت اين فزون بود يا آان
داد پاسخ به صد کرشمه و ناز
مطلعش اين سخن نمود آغاز
نشنيدي که افصح الفصحا
اين سخن را چه خوش نموده ادا
پاسخ پرسش تو آسان است
صفحه اول گلستان است
چون فرو مي کني ممد حيات
چون بدر مي کشي مفرح ذات

الأربعاء، 29 نوفمبر، 2006

رساله نصيحة اللواطيين


پسرا ن خجول را به تاریکی شب بگایید تا در روشنایی روز شرمساری نبرند و پشیمان نشوند
از مواضع تهمت بپرهیزید و در ملا عام کون ندهید
حاجت خود به ناکسان مبرید تا به شق درد مبتلا نشوید
دلتنگ منشینید و کیر در کون روزگار کنید
بر گرد زنان مگردید تا از خرج عروسی و دادن مهریه آسوده و فارغ بال باشید
از مکافات عمل بیندیشید و مردمان را خشک خشک مگایید
حکیمی را پرسیدند که دوست بهتر یا برادر گفت یک دوست بهتر از ده برادر به حکم اینکه دوست را توان گادن و برادر را نه
عمر گرامی را با زنان و فرو مایگان و ناجنسان بسر مبرید
زن مخواهید تا به ناگاه دَیوث مشوید
در کون بچه های نیم وجبی کیر یک وجبی مکنید
افتادگی آموزید و روی تواضع بر زمین بنهید
کون به دنیا و آخرت مدهید و از رحمت خداوند نا امید نشوید
روزگار بچگی را فراموش مکنید

با بچه شیخان وقاضیان و روزنامه نگاران و دگر جنسگرایان و اهل سیاست و سران لشکری و کشوری بازی نکنید تا شما را بچه باز نخوانند
شیخان ونظامیان را خشک خشک مگایید تا به جرم لواطه به پای دار نروید
پای از گلیم خود درازتر نکنید تا در کون اهل سیاست نرود
پسرابلیس را کون بدرید و دل در دختر جبرییل مبندید
در ملائکه خداوندی طمع مکنید تا به عذاب قوم لوط گرفتار نشوید
جانب احتیاط فرو مگذارید و هر دو دست رها کرده بر کیر کلفت منشینید
بچه یتیمان را به امید ثواب مگایید
ازمار زخمی و کیر نیمه خوابیده و لوطی نیمه مست و مرد نیمه مسلمان بهراسید
از کودکان نابالغ به میان پایی راضی شوید تا شفقت مسلمانی به جا آورده باشید
مادر و خواهر و دختر و زن مردمان را مگایید
سود معامله در داد وستد بدانید
بر دختر مردمان نظر مکنید و دل در پسران آنها ببندید
مردی را که چون خر گرفتار زن و فرزند است مسخره مکنید تا شما را بچه کونی و بی غیرت نخواند
زن بارگان را علوم لواطه میاموزید و سلاح خود در کف دشمنان مدهید
از صحبت ناجنس بپریزید و دل در همجنسان خود ببندید
اگر مجنون لیلا بود عاقل چنین آواره صحرا نمی شد
دلش را در کف همجنس می داد گرفتار کس لیلا نمی شد
منافقان و دو جنس گرايان را لعنت کنيد که نفاق بد تر از كافريست